گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد .
. .دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری
. . .اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!
وَ حآل هــَم کِه . . .
گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد
. . .زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .
وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه
می شــِنآسی . . .
گریه کنی . . .
♥ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ ساعت 8:8 توسط maryam:
برچسب: گاهی,
نویسنده: مانی نیکنام
باید یکی باشد
برای لحظه های تنهایی …
در ترافیک یک اتوبوس خالی …
در مسیرهای پرازدحام متروهای پیچ در پیچ …
برای شبهایی که بی خوابی یقه آدم را می گیرد …
وقتی بوی باران
به خیابان و پارک می کشاندت …
برای تحمل این دردها و روزهای تکراری
باید یکی باشد
که با او در سکوت خود آرام
حرف بزنیم و به او بیاندیشیم …
باید یکی باشد ….
♥ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ ساع
برچسب: باشد,
نویسنده: مانی نیکنام
برچسب: مرفهان,
نویسنده: مانی نیکنام
توي اين عاشقي خيري از تو ندیدم.. چرا هی اشک میریزم چرا هی رد میدم...
دل من تنگه ولی بی من خوبی.. یه روز با دستات روقبرم میکوبی....
چرا رفتی گلم چرا بی کس شدم... چرا تو این شبا از خودم بیخودم...
چرا سوز صدات همه رو غم زده.. چرا تواین شبا حالم اینقد بده...
♥ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 11:14 توسط m
برچسب:
نویسنده: مانی نیکنام

کاش زندگی من هم
مثل دوست داشتنهای تو کوتاه بود . .
برچسب:
نویسنده: مانی نیکنام
برچسب:
نویسنده: مانی نیکنام
چ جالبه دنیای ما...دنیای پوچ ما
ک با یک اشتباه کل زندگیمون ب باد میره
برچسب: دنیای,
نویسنده: مانی نیکنام
سوت وکوره این خونه...
دردی دارم تو سرم...
زبونم قفل کرده نمیتونم ک حرف بزنم...
والا میگفتم ک چکار کردی با این دلم...
تو ک باهاشی فقط سری بزن گاهی ب من...
بیبینی بی جون شدم داره میره خون از تنم...![]()
توهفته چهار روزشو تو بسترم...
برچسب: سکوت,
نویسنده: مانی نیکنام